در تب و تاب رفتنم به فکر راهي شدنم
تو اي هميشه همسفر مرا شناختي تو اگر
مرا پس از من بنويس به هر کس از من بنويس
اي تو هواي هر نفس هر نفس از من بنويس
مرا به دنيا بنويس هميشه تنها بنويس
به آب و خاک آتش و باد براي فردا بنويس
تو جان من باشو و بگو به ياد من باش و بگو
ميلاد من باشو بگو جانان من باش و بگو
نفس اگر امان نداد روي خوشي نشان نداد
رفتو دوباره برنگشت مرا دوباره جان نداد
دست وزبان من تو باش نامه رسان من تو باش
حافظه تبار من نام و نشان من تو باش
بگو حکايت مرا قصه هجرت مرا
توشه اي از غزل ببخش راه زيارت مرا
پ.ن : این نامه به کودکی نوشته شده که تنها تخیل شیرین اکنون است
و هیچ گونه وجود خارجی ندارد
+ تاريخ
یکشنبه بیست و سوم تیر 1387
ساعت 0:48
نويسنده " ماهی سیاه کوچولو "
|
__________________________ ______________
____________________